تبلیغات
دانلود بهترین موزیک ها:::.ایرانی:::.خارجی
به وبلاگ خودتون خوش اومدید امیدوارم لحظات خوبی را سپری کنید با تشکر مدیر وبلاگ
بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه

  


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بابک ک در 1389/05/24 و ساعت 17:17 [+] | نظرات ()

ادامه مطلب
نوشته شده توسط بابک ک در 1389/05/23 و ساعت 13:51 [+] | نظرات ()

ادامه مطلب
نوشته شده توسط بابک ک در 1389/05/12 و ساعت 17:03 [+] | نظرات ()

ادامه مطلب
نوشته شده توسط بابک ک در 1389/05/12 و ساعت 16:59 [+] | نظرات ()


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بابک ک در 1389/05/12 و ساعت 16:56 [+] | نظرات ()
حظه ی به تـو رسیـدن یه تـولد دوبـاره س

شهرچشم تورو داشتن یه غروب پرستاره س


خواستن دستــای گرمت مث ماجرا می مونه


برق المــاسای چشــمت مث کیمیا می مونه


اگه تو قسمت من شی می زنم یه رنگه تازه


اسم من کنار اسمت قصرخوشبختی می سازه


زیر چتر لمس دستات میشه تا خدا رها شد


می شه رفت تا آسمونا شاید اون بالا خدا شد


بــا تـو غم رنگی نـداره زندگی شهر فرنگه


از تو قلعه ی نگــاهت رنگ غصه ام قشنگـه


سهم هرکسی که باشی خوش بحال روزگارش



نوشته شده توسط بابک ک در 1389/05/12 و ساعت 16:54 [+] | نظرات ()

امشب از لطف به دلداری ما آمده ای


خوش قدم باش که بسیار به جا آمده ای


چه عجب یاد حریفان پریشان کردی


لطف کردی که بیاد فقرا آمده ای


تو که در خواب هم از آمدنت بود دریغ


در شگفتم که به ناگاه چرا آمده ای


سر مهر آمدی از سر مگر ای ترک خطا


یا خطا کردی و ره را به خطا آمده ای


گفته بودی شبی از حالت من می پرسی


شاید اندر پی وعده به وفا آمده ای


شب وصل گله از دوست دلا یاوه مگو


بخت بد باز تو امشب به صدا آمده ای


کاخ شه را به پشیزی نخرد کلبه ما


تا تو ای شاه به دیدار گدا آمده ای


سر به پای تو فشانم که صفا آوردی


تا به دیداری این بی سر و پا آمده ای



نوشته شده توسط بابک ک در 1389/05/12 و ساعت 16:50 [+] | نظرات ()
از زندگی خسته شده بود.... شقیقه هاش تیر می کشید .. بی تفاوت به دیوار سفید خیره شده بود... چقدر خسته بود... از نگاهش پیدا بود. تنها اومیدانست... 

چقدر دوستش داشت؟ جواب این سوال را نمی دانست اما کسی در درونش فریاد میزد یک دنیا اما دنیا به چشمش کوچک بود...به اندازه ی تمام ثانیه هایی که با یاد او.فکر او صدای او زندگی کرده بود... اما باز هم کم بود چون همه ی انها به نظرش به کوتاهی یک رویای شیرین بی بازگشت بود.... هر اندازه که بود.مطمعن بود که دیگر بدون او حتی نفس هم برایش سنگین خواهد بود و می دانست دیگر بی او زندگی چیزی کم دارد به رنگ عشق!


نگاهش به جعبه ی کوچکی بود که روی میز بود. دستش را دراز کرد جعبه را برداشت.نفسش داشت بند می امد. یاد یک هفته پیش افتاد که با چه شوق و ذوقی رفت و خریدش تا بدهدش یادگاری .یادگاری که با ان عشق را جاودان سازد..چه قدر زیبا بود ... درخشش نگینش توجه همه را به خود جلب میکرد. چه قدر با خودش تمرین کرد. شب از هیجان خوابش نبرد. اخه فردا باهاش قرار داشت . صبح زود بلند شد . یک دوش گرفت. کت شلواری را که می دانست خیلی دوست دارد پوشید. حسابی خوش تیپ کرد. جعبه را گذاشت تو جیبش. اما طاقت نیاورد باز کرد و بار دیگر نگاهش کرد. چه قدر زیبا بود اما میدانست این زیبایی در برار ان عزیز که دلش را سال ها بود دزدیده بود هیچ است.


سر ساعت رسید. از تاخیر داشتن متنفر بود.چند دقیقه بعد او امد. کمی اشفته بود. با خودش گفت حتما برای رسیدن به من عجله کرده است. سر میز همیشگی شان نشستند. کمی صحبت کردند. کم حرف بود. بیشتر دوست داشت که بشنود. از همه چیز برایش گفت. داشت کم کم حرفاش را جمع و جور می کرد. از اضطراب تو جیبش با جعبه بازی می کرد. تا خواست حرف دلش را بزنه.. وسط حرفش پرید گفت.. .... یک چیزی را می خواستم بهت بگم. من دارم میرم. تا اخر هفته ی دیگه... دیگه هیچی نشنید .. انگار که مرد.. قلبش دیگه نمی زد.. صداش در نمی امد.گلوش خشک شده بود....تا اینکه به سختی گفت؟ چی ؟؟؟ یک بار دیگه بگو... بغض کرد گفت: من دارم میرم. مجبورم. بابا برام بیلیت گرفته. خودم هم نمی دونستم.. اصلا باورم نمیشه.فقط یک خواهش دارم این یک هفته ی اخر را باهم خوش باشیم و بذار با یک دنیا خاطرات قشنگ این داستان تموم شه...نمی خواست هیچی بشنوه. حاضر بود بقیه عمرش را بده و زمان در چند دقیقه قبل ثابت بمونه. اما حیف نمی شد.. از سر میز بلند شد. نای راه رفتن نداشت. انگار همه ی دنیا روی دوشش بود. گفت بعدا بهت زنگ میزنم. صدایی راشنید که میگفت: تو را خدا اروم باش.. مواظب خودت باش... نفهمید چه طوری خودش را رساند خونه . رفت تو اتاقش . خودش را انداخت رو تخت. و تنها صدای یک احساس خیس بود که سکوت تنهاییش را می شکاند. نفهمید چند ساعت گذشته بود. برایش مهم نبود. موبایلش را نگاه کرد 10 تا اس ام اس با 3 تا میسکال! می دانست که از نگرانی دارد می میرد. بهش زنگ زد. سعی کرد بروز ندهد  اما نشد تا صدایش را شنید که گفت بله بفرمایید بغضش ترکید....گوشی را قطع کرد . چند دقیقه بعد دوباره زنگ زد.. با خودش عهد بسته بود که اخرین خواسته اش را با جون دل انجام بدهد. و این یک هفته را با هم خوش باشند. هر روز به جاهایی سر میزدند که با هم رفته بودند. جاهایی که با هم خاطره داشتند. شب ها هم تا سپیده با تلفن حرف می زدند. به یاد تمام شب هایی که با هم تا صبح از عشق گفته بودند.


ثانیه برایشان عزیز بود. قیمتش قدر تمام عشقی بود که بهم تقدیم کرده بودند. اما این ثانیه ی عزیز خیلی بی رحم و بی تفاوت به زمین و زمان در گذر بود و یک هفته به سرعت یک نیم نگاه عاشقانه گذشت.. روز اخر شد ... لحظه ی اخر فرا رسید ... وقت گفتن خداحافظی ... نمی خواست از دستش بدهد . نمی خواست بذارد برود... نمی خواست.......... اما...............


نگاهش کرد. اخرین نگاه. چقدر دوستش داشت... گفت مواظب خودت باش.. گفت: تو هم همین طور. سخت نگیر این نیز بگذرد.


گفت: بی تو نمی گذره!!! اشک تو چشامانش حلقه زده بود اما نمی خواست اشکهایش را ببیند!بوسیدش.. چقدر گرمایش را دوست داشت . اما حیف که اخرین بوسه بود... برای اخرین بار نگاهش کرد سرش را به زیر انداخت و رفت بی خداحافظی.. صدایی را می شنید که می گفت: خداحافظ...


نگاهش به ساعت افتاد.هنوز نرفته بود . با اینکه همین چند ساعت پیش او را دیده بود اما دلش تنگ شده بود.. خیلی تنگ.


صدای موبایل او را از عالم رویا به واقعیت بازگرداند . گوشی را برداشت. صدای اشنایی بود..: من پروازم را از دست دادم. نمیرم.


می ای دنبالم؟


این بار هم چیزی نمی شنید . صدا گفت: صدام میاد؟ میگم نمی رم. پیشت می مونم . دوست دارم. می ای دنبالم؟


به خودش امد: اره . همین الان اومدم.


گوشی را قطع کرد. چه قدر خوشحال بود. زندگی با عشق و دیگر هیچ.چشمش به جعبه ی روی میز افتاد هنوز هم درخشش زیبا بود.


نوشته شده توسط بابک ک در 1389/05/12 و ساعت 16:42 [+] | نظرات ()

دختر با نا امیدی و عصبانیت به پسر که روبرویش ایستاده بود نگاه می کرد کاملا از او نا امید شده بود از کسی که انقدر دوستش داشت و فکر می کرد که او هم دوستش دارد ولی دقیقا موقعی که دختر به او نیاز داشت دختر را تنها گذاشت از بعد از پیوند کلیه در تمام مدتی که در بیمارستان بستری بود همه به عیادتش امده بودن غیر از پسر چشمهایش همیشه به دری بود که همه از ان وارد می شدند غیر از کسی که او منتظرش بود حتی بعد از مرخص شدن از بیمارستان به خودش گفته بود که شاید پسر دلیل قانع کننده ای داشته باشد ولی در برابر تمام پرسشهایش یا سکوت بود یا جوابهای بی سر و ته که خود پسر هم به احمقانه بودنش انها اعتراف داشت تحمل دختر تمام شده بود به پسر گفت که دیگر نمی خواهد او را ببیند به او گفت که از زندگی اش خارج شود به نظر دختر پسر خاله اش که هر روز به عیادتش امده بود با دسته گلهای زیبا بیشتر از پسر لایق دوست داشتن بود دختر در حالت عصبی به پهلوی پسر ضربه ای زد زانوهای پسر لحظه ای سست شد و رنگش پرید چشمهایش مثل یخ بود ولی دختر متوجه نشد چون دیگر رفته بود و پسر را برای همیشه ترک کرده بود

دختر با خود فکر می کرد که چه دنیای عجیبی است در این دنیا که ادمهایی مثل ان غریبه پیدا می شوند که کلیه اش را مجانی اهدا می کند بدون اینکه حتی یک تومان پول بگیرد و حتی قبول نکرده بود که دختر برای تشکر به پیشش برود و یا پسر خا له اش با ان همه احساس و ابراز محبت و انوقت او عاشق بی احساس ترین ادم دنیا شده بود در همین حال پسر از شدت ضعف روی زمین نشسته بود و خونهایی را که از پهلویش می امد پاک می کرد و پسر همچنان سر قولی که به خودش داده بود پا بر جا بود او نمی خواست دختر تمام عمر خود را مدیون او بماند



نوشته شده توسط بابک ک در 1389/04/17 و ساعت 11:39 [+] | نظرات ()
The best music
ادامه مطلب
نوشته شده توسط بابک ک در 1389/01/31 و ساعت 14:52 [+] | نظرات ()
»» آهنگ بسیار زیبا و شاد رضا اسطوره ، فرشید بختک و Amisa به نام کی بوده چی بوده»» آهنگ جدید و بسیار زیبا , شاد اشكین 0098 به همراه علیشمس ، علیرضا و پیروز دلنواز به نام دخی»» آهنگ جدید و بسیار زیبای شهاب شهرزاد با نام بازنده»» رانجام پس از مشكلات فراوان آلبوم گروه داركوب منتشر شد ... همایون نصیری ، بابک بروجردی ، امید حاجیلی و دارا دارایی اعضای اصلی گروه می باشند. ضمنا مهران مدیری و حامد بهداد نیز به عنوان خوانندگان میهمان در این آلبوم حضور دارند»» بابک مافی آهنگ زیبای 100 سال اول»» دوست دارم»» شعر دلداری»» داستانه عاشقانه(آنچه از دل برآید بر دل نشیند)»» مدیون»» آهنگ زیبای سعید آسایش به نام دیگه شانس با منه»» آلبوم جدید و فوق العاده زیبای اشکان و کوشان با نام Discotequa »» آهنگ جدید و زیبا و شاد از حسین مخته با همراهی مانی به نام تو چقدر باحالی »» آهنگ جدید و بسیار زیبا و شنیدنی اشکان و سهراب به نام آخرین نگاه »» آلبوم جدید و بسیار زیبای Nancy Ajram به نام Lovely Nancy »» آهنگ جدید , شاد و زیبای حسین استیری با همراهی گروه MEZZO به نام امروز فردا »» موزیك ویدئوی بسیار زیبای ساشا عالمی به نام نازه داره »» آهنگ جدید و بسیار زیبا و شاد سعید كرمانی به همراه بهنامین به نام رد بول»» آهنگ جدید و بسیار زیبای سهراب و تهمینه به نام آشنایی »» موزیک ویدئو جدید و بسیار زیبای مهرشاد با نام منو دل دیوونه»» آلبوم جدید و فوق العاده زیبای اشکان و کوشان با نام Discotequa
1 2 3 4 5 6 7 ...
با عضویت در خبرنامه از آپدیت شدن سایت با خبر شوید برای عضویت نام و ایمیل خود را وارد کنید





Powered by WebGozar